آخرین ماهگردت مبارک
سلام به پسر عسلی این روزای مامان که دیگه واقعا واسه خودش یه شیطون جیگر شیرین خوردنی شده روزی که آش دندونیت و پختیم شبش شروع کردی به چهار دست و پا رفتن چند روز اولش مسافت خیلی کمی میرفتی و میشستی تا بالاخره واسه خودت حرفه ای شدی البته چون با راه رفتنت همزمان شده بود بیشتر دوست داشتی راه بری ولی دیگه الان هم راه میری هم چهار دست و پا البته هنوز تو راه رفتن خوب مسلط نشدی چند قدم میری یه دفعه میفتی زمین الهی بگردم مامانی انقد خوردی زمین که دیگه برات باسن و کله نمونده تا دلت بخواد شیطون شدی تمام خونه رو زیر و رو میکنی به محض اینکه از خواب بیدار میشی ...
نویسنده :
مامانی امیرحسین جونی
1:43




